یک حکایت از نی نی!!
چند روز پیش اومدی آشپزخونه و اشاره به لیوان و ظرفشویی کردی و گفتی : اِ اِ اِ(یعنی آب میخوای) منم گفتم:بگو آب تا بهت بدم دوباره اشاره کردی و گفتی :اِ اِ(با صدای بلندتر) آخه کلمه آب رو بلدی ولی از سر لجبازی نمیگی چند بار این کار تکرار شدو شما هم کار خدودتو کردی و گفتی:اِ اِ(عصبانی تر) با خودم فکر کردم گفتم اگه با شعر باشه شاید بهتر باشه برات با دس دسی و شعر گفتم:محمدصالح چی میخواد،آب آب آّب میخواد اونجا که کار خودتو کردی و آب از من گرفتی و خوردی و رفتی(انگار نه انگار) بعد یه نیم ساعتی دوباره اومدی و اشاره کردی و گفتی:اِ اِ اِ (مامان):چی میخوای پسرم؟اسمشو بگو تا بهت بدم شروع کردی به دس دسی و اَ اِ و با زبون خودت شعر خوندن ...
نویسنده :
مامانی
13:31








